سيد محمد جزائري

135

نابغه فقه وحديث ، سيد نعمت الله جزائري

ساله دعوت او را اجابت مى كرده و چند روزى به ديدن او مى رفته و در يكى از سالها كه نرفته بود ، سيد عليخان اين اشعار را براى او فرستاد . يا أخا بشرنا قد تأخّرت عنّا * قد أسأنا ببعد عهدك ظنّاً تا اينكه گفته : كن جوابي لكي تردّ شبابي * لا تقل للرسول كان وكنّا در مجلس او هميشه از علوم تفسير و حديث و ادبيات و اشعار ، مذاكره و گفتگو مى شده و در اين علوم ماهر بوده و اشعار بسيارى از بر داشته و در امور سلطنت كمتر دخالت مى نموده و آنها را به فرزندان خود واگذار كرده بود ( 1 ) . تأليفات او عبارتند از : خير المقال و ديوان شعر و منتخب التفاسير و نكت البيان و غيره . جدّ اعلى در مسكن الشجون فرموده « منتخب التفاسير آخرين تأليف او است ، هنگامى كه خواست شروع در تأليف آن كند ، در روستاى منافيه همراه او بودم ، پس ; از من خواست تا براى او استخاره كنم ، وقتى قرآن مجيد را گشودم اين آيه شريفه آمد ( وَإنَّ لَهُ عِنْدَنا لَزُلْفى وَحُسْنَ مَآب ) ( 2 ) چون اين آيه را براى او خواندم ، شروع به تأليف نمود ، اما سر خود را تكان داد و گفت ، اين آخرين تأليف من است و از آيه شريفه نزديك شدن مرگ خود را استفاده كرد و همين طور هم شد ، و آن سال خضاب را ترك كرد و گفت خدا را ملاقات مى كنم ، با ريش سفيد اگر روى سفيد نباشد » .

--> ( 1 ) الأنوار النعمانية : 308 . ( 2 ) سوره ص : 40 .